پریشب...
پریشب غنچه ای احساس سرما کرد
کمی نازل تر از سی سال
هوای پارسایی؛
هرم ایمان؛
رو به سردی رفت.
کسی آمد، فرومایه؛
کسی چون نا کسان،
آیه،آیه، خشم را نجوا کنان؛
آمد.
کسی با ختم ختمی، مریم و بابونه؛
حتی نرگس وحشی....
کسی رنگی تر از رنگ تمام نا خوشی ها...
کسی اینجا، خدایی شد.
کسی آمد، تباهی جای آزادی،
تمام آسمان را لکه باران کرد.
تغزل از غزل کوچید و
در دلهای عاشق پیشه جا خوش کرد.
پریشب غنچه ای احساس سرما کرد
اردیبهشت 76
کمی نازل تر از سی سال
هوای پارسایی؛
هرم ایمان؛
رو به سردی رفت.
کسی آمد، فرومایه؛
کسی چون نا کسان،
آیه،آیه، خشم را نجوا کنان؛
آمد.
کسی با ختم ختمی، مریم و بابونه؛
حتی نرگس وحشی....
کسی رنگی تر از رنگ تمام نا خوشی ها...
کسی اینجا، خدایی شد.
کسی آمد، تباهی جای آزادی،
تمام آسمان را لکه باران کرد.
تغزل از غزل کوچید و
در دلهای عاشق پیشه جا خوش کرد.
پریشب غنچه ای احساس سرما کرد
اردیبهشت 76
|+|
نوشته شده در سه شنبه 18 اردیبهشت1386 ساعت 9:36  توسط هادی